ریاست محترم شعبه ی هشتم دادگاه کیفری استان لرستان

بااهدای سلام

احتراما در خصوص پرونده اتهامی موکلان آقایان کیانوش رستمی وپرویز گراوند به اتهام واهی و بی اساس توهین به مقدسات که وقت دادرسی آن به تاریخ۶/۹/۹۰ تعیین شده مراتب زیر را به استحضار می رساند:

الف: ايرادات شكلي:

1- طبق ماده 185 قانون آيين دادرسي كيفري جلسه دادرسي بايد به اصحاب دعوي و وكلاي آن‌ها ابلاغ شود.)که به این جانب ابلاغ نشده وفرصت تدارک دفاع از موکلینم رانداشتم)

2- تجديد جلسه دادرسي 28/2/90 به وقت نزديكتر آنهم بدون ابلاغ قانونی بدون سبب قانونی است وفاقدوجاهت قانونی محسوب می شود.

3- آقاي اسحاق دريكوندي و غيره كه شاكي هستند شرايط قانوني شاكي را ندارند زيرا طبق ماده 9 قانون آيين دادرسي كيفري شاكي كسي است كه متضرر از جرم باشد؛ يعني زيان مالي به او رسيده باشد يا منفعتي را از دست داده باشد. در حالي كه موکلین اين شاكيان را اصلاً نمي‌شناسند، ضرري به آن‌ها نرسانده‌اند باآنها خصومتی ندارند.اگر اتهام موکلین اينجانب توهين به مقدسات است ؛اين آقايان جزء مقدسات نيستند و از نظر جنبه عمومي هم اين اشخاص مدعي‌العموم و نماينده عموم جامعه نيستند .به چه حقي در يك پرونده عمومي خود را داراي سمت معرفي كرده‌اند.

ب) دفاع در ماهيت:

1- در مقاله مورد بحث هيچ گونه توهيني به مقدسات نشده است و يك مقاله طنز است. هيچ اسمي از امامان  معصوم عليهم‌السلام برده نشده است و روي كلام با ديكتاتورها در كل جهان است؛ آن هم نه فقط ديكتاتور حكومتي بلكه افرادي نظير روزنامه‌نگار، فرماندار،‌ مديركل در مقاله آمده است و منظور اين افراد بوده است.

2- اگر منظور شمول عموم و اطلاق جملات مندرج در مقاله است؛ اولاً،  براساس مواد 26 و 27 قانون مطبوعات توهين بايد صريح و منتسب به شخص يا مقدسات مورد نظر باشد در حالي كه صراحتاً چنين توهيني حتي به طور غيرمستقيم هم به مقدسات نيست. ثانياً ،چنانچه جمله‌اي با ایهام و ابهام باشد و شك و ترديد باشد كه آيا توهين است يا خير طبق اصل 37 قانون اساسي بايد اصل برائت جاري شود نه اصل مجرميت؛ ثانياً؛ طبق اصل تفسير مضيق قوانين جزايي به نفع متهم نمي‌توان توهين را آنچنان تفسيرکرد كه شامل جملات و كلمات دو پهلو و مردد باشد.

3- عموم كلمات مندرج در مقاله شامل امامان معصوم نمي‌شود، زيرا اولاً، هر عامي قابل تخصيص است و به قول علماء، مامن عام الا وقدخص، ثانياً، مقاله مزبور يك مقاله علمي و تخصصي نبوده كه به دقت قواعد ادبي عام و خاص، مجمل و مبين، مطلق و مقيد، ناسخ و منسوخ، فصاحت و بلاغت و بكارگيري لغات همانند نويسندگان تخصصي بكار گرفته شود؛ بلكه طنز است و نويسنده هيچ وقت تصور نمي‌كرده است اين كلمات زير ذره‌بين متون ادبي و اصولي و مقياس‌هاي فقهي و ادبي برده شود. ثانياً ،حتي در گزاره ‌هاي ادبي و احاديث عموم جملات حجت نيست مثلاً در زيارت عاشورا داريم «اللهم العن بنواميه قاطبهً» كلمه قاطبه شامل همه افراد از نژاد بني اميه شود ولي علما و اصوليون اين جمله را شامل مؤمنين و افراد عادل از آن قبيله ندانسته‌اند. آخوند خراساني در كفايه الاصول و ساير اصوليون عموم را با تخصيص عقلي مجاز دانسته‌اند.

4- اطلاق هم حجت نيست زيرا، اطلاق با مقدمات حكمت انصراف داده مي‌شود و قرائن صارفه در اين مقاله فراوان و حاكي از انصراف منظور نويسنده مي‌باشد. نظير مديركل،‌ روزنامه‌نگار، فرماندار كه مشخص است كاملاً روي سخن با مقدسات نبوده است.

5- چكيده و خلاصه مقاله در دو بند قابل جمع است. 1- همه انسان‌ها اشتباه مي‌كنند. اين جمله ممكن است غلط باشد زيرا معصومين انسان هستند و عاري از خطا ولي توهين نيست يعني اگر كسي معتقد باشد معصومين اشتباه مي‌كنند، توهيني نكرده است كمااينكه برخي از علما معتقدند در آيه شريفه تطهير، تطهير از گناه است نه اشتباه. ضمناً نويسنده مقاله يك دانشمند متكلم نبوده كه احاطه بر علوم اسلامي داشته باشد و اصلاً فكر نمي‌كرده است اين مطلب يك روزي چنين مورد سوء برداشت قرار مي‌گيرد و عقايد تخصصي مربوط به عصمت را نمي‌دانسته است و مقاله هم مربوط به مقدسات و عصمت نبوده است تا اين موضوع را بررسي نمايد پس غلط يا صحيح بودن اين جمله ربطي به توهين آميز بودن آن ندارد.

2- هركسي اشتباه بكند و اشتباه خود را نپذيرد نادان است. اين جمله هم توهين نيست زيرا توهين بايد مصداق شخص معيني باشد مضافاً 180 درجه مقابل منظور شاكيان است زيرا ما معتقديم امامان معصوم اشتباه نمي‌كنند و به فرض محال اشتباه خاصي ازباب ترک اولی به امام معصوم قابل انتساب باشد، اشتباه خود را مي‌پذيرد. در كتابهاي سيره و تواريخ داستان‌هاي اخلاقي زيادي نقل شده است كه امامان معصوم، انتقادِانتقادگران را با گشاده‌رويي پذيرفته‌اند؛ مثلاً در داستان امام حسن‌مجتبي (ع) كه برده‌اي بر روي او غذاي داغ ريخته بود امام خشمناك شد و آن برده گفت الكاظمين الغيظ و امام فرمودند: كظمتُ يعني حالت خشم در امام ظاهر شد و بلافاصله كظم‌ غيظ كرد. يعني به دنبال تلاوت این آيه شريفه و به نوعي از باب حسنات‌الابرار سيئات المقربين،‌ اشتباه خود را پذيرفت. سپس ادامه حديث آن برده گفت: والعافين عن الناس و امام او را بخشيد و سپس ادامه آیه شریفه برده گفت: و الله يحب المحسنين امام دست به دعا برداشت و گفت خداوندااين شخص از من تقاضاي احسان كرد و او را در راه خدا آزاد كردند و اموال زيادي هم به او بخشيد. بنابراين چگونه ممكن است امام معصوم العياذ‌بالله با ديكتاتور قابل مقايسه باشد.

بنا به مراتب فوق تقاضاي صدور حكم برائت موکلین رادارد.